Your browser version is outdated. We recommend that you update your browser to the latest version.

حکومت اسلامی نمی تواند نلسون ماندلا را مصادره کند!

 

هموطنان ارجمند، دوستداران استقرار دموکراسی در ايران!

          اردوگاه بزرگ سکولار دموکراسی در جهان يکی از بزرگان خود را از دست داده است. اين ضايعه را به هموطنان خود تسليت می گوئيم و ياد و رهنمود های نلسون ماندلای کبير را در دل و جان خود زنده نگاه می داريم.

          اما، طرفه اينکه، در ميان اظهار تأسف های بين المللی برای از دست دادن يکی از براندازان تبعيض و «آپارتايد» يا جدا سازی حقوقی و حقيقی مردم، حکومت اسلامی مسلط بر ايران نيز به نوحه خوانی و اشک تمساح ريزی پرداخته است، در حاليکه خود يکی از آخرين بازماندگان اعمال کنندهء آپارتايد جنسی و قومی و مذهبی در جهان کنونی است. اگر تنها يک حکومت نتواند و نبايد در اين ضايعه بزرگ سهمی برای خود قائل شود، آن حکومت همين رژيم تبعيض گذار، غير انسانی و آدمی کش اسلامی است که، برآمده از قانون اساسی «خودی ـ ناخودی» ساز خود، درست بر عکس مسيری راه می پيمايد که نلسون ماندلای کبير در آن قدم زده است.

          او که، همچون بسياری از ايرانيان و جهانيان، به خطا می پنداشت که حکومت ساخته و پرداخته شده به دست آيت الله خمينی می تواند حکومتی مردمی، دموکرات و تبعيض گريز باشد به تهران نيز سفر کرد اما در همانجا بود که به وجود زندانيان سياسی بی شمار پی برد و خواستار آزادی آنان شد.

          در وصف منش و کنش نلسون ماندلای کبير سخن بسيار گفته شده و هر آزاده ای در جهان پژواک صدای خويش را از گلوی او شنيده است. او نمود و نماد آزاديخواهی، دموکراسی طلبی و رفع تبعيض بود و هيچ يک از اين اوصاف را نمی توان در رهبران حکومت اسلامی جستجو کرد و يافت.

          اما دريغ است که در فرصت کنونی به اين نکته اشاره نکنيم که ايران ما نيز ماندلاهای بالقوهء خود را داشته و دارد؛ زنان و مردانی که در راه عقايد آزاديخواهانهء خود رنج زندان و شکنجه و تبعيد را برده اند اما نتوانسته اند همچون ماندلا جامعهء خود را به دوران دراز دموکراسی و رفع تبعيض رهنمود شوند. و، به گمان ما، در همين جا نيز لازم است تا از همکار ديگر ماندلا در براندازی حاکميت تبعيض ياد کرده و به اين پرسش پاسخ داد که ماندلاهای ايران بايد تا چه زمان چشم به راه همکارانی آن چنان باشند؟ سخن از آقای «فردريک ويلم دو کلرک» است؛ آخرين رئيس جمهور سپيد پوست افريقای جنوبی که چون به مسند قدرت دست يافت به ديدار نلسون ماندلا رفت، دست او را گرفت و همچون ياری يگانه او را از آن زندان بلند بيرون آورد، خود انتخابات آزاد برگزار کرد و، چون ملت افريقای جنوبی ماندلا را به رياست جمهور خويش انتخاب نمود، پذيرفت که معاون او باشد و ماندلا را در فراسازی ملتی يکپارچه و متساوی الحقوق ياری دهد.

          براستی «دو کلرک» ما کيست؟ کدام سياست مدار نشسته در قدرت را بايد جستجو کرد که موقعيت های حساس کنونی را، نه در راه سازش های خانمان برانداز اما حافظ رژيم، که در راستای حفظ حاکميت و منافع ملی تشخيص دهد، به سراغ ماندلائی از ايران برود، از طريق رأی مردم او را بر مسند قدرت بنشاند و خود معاون او شود؟

          آری، جايزهء صلح نوبلی که به ماندلای کبير اعطا شد صاحب ديگری هم داشت و دوشادوش دو کلرک بود که ماندلا آن جايزه را پذيرفته و، ايستاده در کنار او، اين سخنان را ايراد کرد:

          «من از صميم قلب از کميتهء صلح نوبل تشکر می کنم که ما را به مقام برندگان جايزهء نوبل صلح ارتقاء داده است. من همچنين علاقمندم که از اين فرصت استفاده کرده و به شريک خود در دريافت اين جايزه، يعنی به هموطنم رئيس جمهور اف. دبليو. دو کلرک تبريک بگويم... ما در اينجا از چالش های دوگانهء جنگ و صلح، خشونت و عدم خشونت، نژاد پرستی و کرامت انسانی، سرکوب و تضييع در برابر آزادی و حقوق بشر، و فقر در برابر بی نيازی سخن می گوئيم. ما امروز در اينجا همچون نمايندهء کوچکی از ميليون ها تن از مردم خويش سخن می گوئيم که عليه سيستمی اجتماعی برخاستند که گوهر آن از جنگ، خشونت، نژاد پرستی، سرکوب، تضييح حق و به فقر کشاندن يک ملت ساخته شده بود...»

          و بگذاريد ما نيز، در اين لحظات خطير از تاريخ معاصر وطن در بند مان ايران، چشم انتظار مردان و زنانی باشيم که، همچون ماندلا و دو کلرک، ملت ما را از شر حکومتی که گوهر آن در کلمات سادهء ماندلا به وصف کشيده شده آسوده سازند. به قول خانم نسرين ستوده: «بر ماندلا در طول سالیان زندان همان گذشت که بر دیگر زندانیان سیاسی می گذرد: شرایط سخت زندان، توأم با تلاش برای تحقیر زندانی، تعقیب اعضاء خانواده، مشکلات اقتصادی و حتی لغو پروانه ی وکالت او. اما او همچنان با سماجت بر تحقق رویاهایش پای فشرد؛ رویاهایی که در زمان خود بیشتر به افسانه می ماندند. اگر ماندلا در تحقق این رویاها موفق بوده است، چرا ما نباشیم؟»

          و ما، در اين لحظات اندوه زدهء از دست دادن انسانی بزرگ، دموکرات و سکولار، احترام عميق خود را نسبت به همهء زندانيان سياسی کشورمان و آنانی که در زندانی بزرگ تر که نام دروغين آزادی را بر خود دارد تحت سرکوب حکومت خاموش شده اند ابراز داشته و، همراه به دعوت آنان به اتحاد عمل و برساختن نهاد سياسی گسترده، سکولار و دموکراتی که بتواند آيندهء ايران را تضمين کند، آمادگی خود را برای کمک به هر کوشش آزادی بخش آنان اعلام می داريم.

 

به ترتيب الفبا:

اتحاد عشاير و اقوام جنوب ايران

انجمن رهائی جوانان ايران

جبههء مردم بلوچستان

جنبش سکولار دموکراسی ايران

حزب پان ايرانيست ايران (برون مرز)

دفتر برونمرزی جبههء دموکراتيک ايران

سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن

سازمان سياسی ـ فرهنگی ايران پاد

شبکهء سکولارهای سبز ایران

گروه ایران امید

گروه رايزنی برای اتحاد

نهاد مردمی