Your browser version is outdated. We recommend that you update your browser to the latest version.

سی و پنج سال موالیگری و در قیموميت دیکتاتوری زیستن کافی ست

سخنرانی در کنگره سکولار دمکرات های ايران

بهرام آبار*

هم میهنان گرامی، بینندگان عزیز درود بر شما،

من هرچند گاه از خود می پرسم: چرا ایران این چنین درسراشیبی تباهی قرار گرفت؟ چرا فتنه ای بنام جمهوری اسلامی سرزمین فرهنگ خیز، آباد و ثروتمند ما را همراه با ملت اش به اسارت گرفت و زندگی چندین نسل را ضایع کرد؟ چرا روشنفکران ما فریفتهء یک ملای متعصب و کینه توز شدند و او را بقدرت رساندند تا ادارهء کشور را به مستضعفین ذهنی بسپارد و روزگار ملت ایران را تباه کند؟ نخست آزادی های سیاسی، سپس آزادی های مدنی را با شلاق و شکنجه واعدام ملغا نماید، استبداد دینی-مذهبی را به استبداد سیاسی گره بزند، و عقب افتاده ای بنام ولایت فقیه یا قیموميت مذهبی را بر مردم تحمیل نماید؟ ولی فقیه، یا مستبد قیم مردم، با عوام فریبی، پنهانکاری و تقیه و نیروی تزویر و فریب، عقل و هوش مردم را برباید، واقعیت ها را به آنان وارونه جلوه دهد و بکمک سلاح استبداد سیاسی برچهار پایه ای از سرکوب، زندان، شکنجه واعدام حکومت راند؟

به باور من، هر انسانی با زاده شدن، بدون تفاوت در جنسیت، رنگ پوست، نژاد، زبان، عقیده، ملیت، تابعیت، سن و محل سکونت، از حقوق بنیادی بشری و آزادی های بلا شرط، بطور غیر قابل برگشت و ابدی، برخوردار می شود، با کسب سن قانونی هم قیم لازم ندارد، از این رو، شأن و مقام انسانی امری است غیر قابل تنزل، غیر قابل برگشت و توسط هیچ مرجعی تغیر نمی پذیرد. یعنی مقام انسانی هرگز نباید مورد تحقیرقرار بگیرد؛ چیزی که رژیم اسلامی به آن توجه ندارد و با وقاهت و بیشرمی به تبهکاری در این زمینه ادامه می دهد. . شأن و مقام انسانی را تخریب و منهدم می کند.

کسانی که در صدد اصلاح این رژیمند، یا در انتظار تحول آنند، و یا تغیير و دگرگونی تدریجی آن را می خواهند، مگر نمی دانند که این رژیم خود را الهی و مطلق می داند؟ این رژیم از بیخ و بن فاسد و اصلاح ناپذیر، و ماهیت اش غیرقابل تغییر و جنایتکار است. باید برکنارشود، از این نظام هرگزآ زادی های بلاشرط سیاسی و مدنی (چه فردی و چه گروهی) و قوانین اساسی سکولار دمکرات مبتنی بر حقوق بشر، تراوش نخواهد کرد و هر که این اندیشه را دارد خود فریبی می کند.

هم میهنمانم،

این رژیم جهنمی باید سرنگون شود، باید برود، حاکمیت باید در اختیار مردم قرار گیرد، دمکراسی باید اجراء شود. ما سکولار دمکرات ها در راستای برکناری رژیم اسلامی و استقرار حکومت قانون و حاکمیت مردم ایران باید با هم بتوافق برسیم. تا کی می باید با نشست و با از هم گریزی و حاشیه نشینی نظاره گرجنایات حکومت اسلامی بود؟

براندازی مسالمت آمیز این رژیم ضد مردمی، یقیناً ممکن و در اختیار مردم ایران است. توجه نکردن به رژیم، نافرمانی های مدنی، مبارزه و مقاومت منفی، همراه اعتصابات سراسری و تظاهرات میلیونی، اعلام پایان کار حکومت خواهد بود و نشان خواهد داد که مشروعیت را مردم به این رژیم دادند و بخاطر جنایت، تبهکاری و بی لیاقتی خاتمه آن را رقم می زنند. بیائید مردم ایران را در براندازی رژیم یاری دهیم و حاکمیت را بمردم ایران باز گردانیم تا حکومتی سکولار دمکرات، و دولتی دانا وتوانا، تابع ارادهء ملت، ضامن پرداخت حقوق فرد فرد شهروندان، بدون هرگونه تبعیض در حاکمیت مردم، بوجود آید. بیائید برای باز نگشتن استبداد و دیکتاتوری، با پیوستن به احزاب سیاسی، انجمن های صنفی و کارگری، سازمان های غیر دولتی مدنی، اعم از فرهنگی یا سیاسی سدی بسازیم و دمکراسی را از پایه محکم کنیم.

تعریف، تفسیر، بحث و گفتگو دربارهء نوع و ترکیب حکومت آیندهء ایران، اعم از پادشاهی پارلمانی، جمهوری یا حکومت های استانی، حکومت فدرال و غیره جزء دستور کار ما نیست. اگرحکومت استانی یا حکومت فدرال استانی را می پسندیم آن را پس از آزادی ایران در مجلس نمایندگان ملت مطرح کنیم! اگر اکثریت نمایندگان مردم ایران به پیشنهاد آنانی که حکومت فدرال یا حکومت استانی می خواهند رای مساعد دادند و رأی اکثریت بود، باید پذیرفته شود. گرچه و یقیناً دمکراسی یا حکومت مردم همه این مطالبات را جوابگوی خواهد بود. ما از حکومت فدرال نمیترسیم، از توجه نداشتن به سلسله مراتب کارها نگرانیم. کوشش برای آزادی ایران از یوغ دیکتاتوری اسلامی اولویت دارد، دوم استقرار نظام سکولار دمکرات، انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس نمایندگان مردم، سپس نظریه پردازی، تعریف وتفسیر حکومت نامتمرکز وبحث وبررسی وبه رای گزاردن آن. ترکیب ونوع حکومت آینده ایران دراختیارکلیه مردم ایران است وباید هنگامی تعیین شود که تصمیم گیری با مردم ایران باشد. بیائید دراندیشه براندازی حکومت اسلامی، برای کسب آزادی های سیاسی ومدنی، برای دستیابی به دمکراسی یا حکومت مردم با همبستگی درعمل کار را شروع کنیم. جوانان ونسل جدید، سرمایه های زنده ایران را دریابیم و آگاهی، فداکاری، مقاومت آنها را ارج نهیم، به همکاری با آنان تن در دهیم. برای ایجاد تفاهم توافقنامه ای اخلاقی تائید کنیم.

سی وپنج سال درقیموميت دیکتاتوری زیستن کافی ست، بیائید اختلاف بیهوده ایجاد نکنیم، با فروتنی، بردباری، اعتماد، انتقاد پذیری و حمایت بیدریغ ازهمدیگر، با نقد وبررسی اشتباه های گذشته و پیشگیری از تکرار آنها آزادی و دمکراسی را که بیش از صد سال در جستجویش بودیم، بین خودمان ثبات دهیم ودر این مورد نمونه باشیم. می گویند دمکراسی چندان ترکیب خوبی نیست اما از آن نیکوترش را کسی سراغ ندارد.

 

* من، دکتر بهرام آبار، یکی از مؤسسین سازمان ایرانیان سکولار دمکرات و یکی از مؤسسین حزب سکولار دمکرات ایران هم می باشم.

http://seculardemocrat.org/?p=216