Your browser version is outdated. We recommend that you update your browser to the latest version.

آنجا که فرهنگ و سیاست به یکدیگر گره خورده اند

پيراامون دومین کنگره ی سالیانه ی سکولاردموکرات های ایران

شاهرخ رئیسی

«دومین کنگره ی سالیانه ی سکولاردموکرات های ایران» امسال در روزهای نهم و دهم اگوست در آلمان برگزار شد. در کنگره ی دو روزه ی امسال در شهر بوخوم ، برخی از اهالی فرهنگ و سیاست حضور داشتند.

این کنگره در امتداد جریان تفکر دموکراسی خواهی و سکولاریسم در ایران امروز است. آن را نه تنها کنشگران و اندیشمندان خارج ایران، بلکه طیفی مهم از فعالان و دگراندیشان داخل کشور نیز همراهی می کنند. اندیشه ی دموکراسی خواهی و سکولاریسم پیش از آنکه طرحی سیاسی باشد، ریشه در اساسی ترین نیازها و ضرورت های فرهنگی ی ما دارد. برخی از مهم ترین پایه گذاران این کنگره از واد‌ی ادب و فرهنگ هستند. نام های آشنایی چون اسماعیل نوری علا، پرتو نوری علا، ناصر کاخساز، اسماعیل خوئی ، میرزا آقاعسگری، اسفندیار منفرد زاده و.... به نظر من نقطه ی عطف و ویژگی ی خاص این کنگره که آن را با اهمیت می کند، در همین نکته است. گفتمان فرهنگی و گفتمان سیاسی در کجا به یکدیگر پیوند می خورند؟ در عرصه ی فرهنگ بشری، هیچ گفتمانی جدا از گفتمان دیگر نیست. در فرهنگی پویا در جامعه ای آزاد و باز، آنجا که تفکر انتقادی و پیشرو، سیری طبیعی دارد، گفتمان ها دایم به روز و نو می شوند، رشد می کنند و به یکدیگر پیوند می خورند.

اصیل ترین جریان های اثرگذار سیاسی معاصر حاصل این همراهی بوده اند. از انقلاب مشروطه تا امروز، هرجا تحول سیاسی رو به جلو اتفاق افتاده، در کنار خود شعور و بینشی فرهنگی داشته است و هرجا جریانی به بیراهه رفته، جای خالی تفکر انتقادی و فرهنگی در آن ملموس بوده است.

از تاثیرات دردناک و فاجعه آمیز سه دهه دیکتاتوری و اختناق در کشور ما، پرورش و رشد نسلی است از اهالی ی ادب، هنر و فرهنگ که با گفتمان سیاسی بیگانه اند. کم نیستند شاعران و هنرمندانی که به انفعال سیاسی خود را نشان زیرکی می دانند. نه تنها در ایران زیر سایه حکومت اسلامی، بلکه در همه ی کشورهای دیکتاتوری دنیای معاصر چنین بوده است.

یک دستاورد دیگر حکومت دیکتاتوری، جدایی سیر تفکر میان نسل هاست. نسلی جوان سرشار انرژی و توانایی اما جدا و منفصل از نسل پیش از خود. درحالیکه در بستر دموکراتیک جامعه ی مدنی چنین نیست. این جدایی میان دو نسل نتایجی وخیم دارد. آدم ها به سکوت و انفعال سیاسی تن می دهند، و اگر هم دست به کاری بزنند بازهم خطاهای نسل گذشته را تکرار می کنند. دوری باطل که حاصلی جز شکست های پیاپی و یاس ندارد.

حکومت های ایدئولوژیک هراسی دیگر نیز دارند. دگراندیشان بسیاری درین سه دهه ایران را ترک کردند. ارتباط بسیاری از آنها با داخل کشور مخدوش شده است. سیستمی توتالیتر و ایدئولوژیک روزنه های ارتباط با بیرون را مسدود می کند و درهای رابطه را تا جای ممکن می بندد. تعامل و مکالمه در معنای عمیق فلسفی و فرهنگی میان قشر داخل نشین و قشر خارج نشین به حداقل ممکن خود می رسد. درحالیکه در یک جامعه ی آزاد با تفکری پویا چنین نیست.

درین برهه ی زمانی، جریانی چون کنگره، بشارتگر امید و تحول است. به گمان من هیچ اقدامی در عرصه ی فرهنگی و سیاسی برای ایران ما نمی تواند به جایی برسد، مگر اینکه به سه ضرورت فوق پاسخ دهد.۱- گسترش ارتباط میان دو گفتمان فرهنگی و سیاسی، ۲- هم اندیشی و دیالوگ میان نسل ها ۳- تقویت تعامل میان دو قشر و تفکر داخل و خارج کشور. کنگره ی سکولاردموکرات های ایران در این جهت گام برمی دارد.

این روزها به شکرانه ی اینترنت می توانیم از هر جای دنیا که باشیم، اخبار و اتفاقات پیرامون کنگره را از طریق ماهواره و اینترنت دنبال کنیم. صحبت ها را بشنویم و درباره شان بیندیشیم.

باشد که این تلاش ها ذهن ما را درگیر کنند و پرسش برانگیزند. جدل فکری بیافرینند و جریان ساز عرصه ی فرهنگ و عرصه ی سیاست شوند.