Your browser version is outdated. We recommend that you update your browser to the latest version.

پيام های واصله به کميتهء برگزاری کنگره

و پاسخ های واصله از سازمان های سياسی

       

        پيام نعمت آذرم   پیام امیر حسین آموئی    پیام هوشنگ اسدی       پیام صدرالدين الهی                     پیام لادن برومند      پيام ابوالحسن بنی صدر    پیام یاشار پارسا          پيام رضا پرچی زاده  

                   پيام مهرداد درويش پور       پيام محمد رضا روحانی   پیام پرویز صیاد
                 پیام علی لیمونادی              پيام نمايندگان آقای کاظمينی بروجردی در خارج کشور    پیام گلمراد مرادی         پیام ایرج مصداقی      پيام فريدون معزی مقدم     پیام مهدی مفخمی                                         پیام منوچهر مقصود نیا       پیام علیرضا نوری زاده


 پيام نعمت آذرم

دوست دیرین ارجمند دکتر اسماعیل نوری علاء

برگزاری دومین کنگرۀ سکولار دموکرات های ایران خجسته بادإ

چاره جوئی ملی برای رهائی از بختک سیاه حکومت دینی که بر هستی تاریخی میهن عزیزمان ایران چنگ فرو برده  بی نیاز از تاکیداست هم چنان که سزاوار ستایش است.

مافیای مذهبی با عنوان جمهوری اسلامی اگرچه هم از آغاز شمشیر کشان به نابودی یک سده دستاورد های مدنی وحقوق شهروندی مردم ایران کمر بربسته است اما دراین سال های نزدیک برای موجودیت میهن ما بیش از پیش خطر آفرین شده است.

حکومت اسلامی ازجمله با خوانشی بسیار فرقه گرایانه از مذهب شیعۀ دوازده امامی - که خود تنها یکی ازصد و شصت و چند شعبۀ مذهب شیعه ست - عملا بیشترینۀ باشندگان زاد بوم تاریخی مارااز حقوق شهروندی وملی شان محروم کرده است.

و بدین گونه - در کنار هزار مصیبت فرهنگی و اقتصادی که برآیند ناگزیر نابهنگامی اوست - زمینۀ اجتماعی میهن فروشان در کسوت وکلای فضولی «خلق ها وملیت های ساکن ایران إ » را فراهم کرده است.تا در راه روهای وزارت خارجۀ امریکا و اسرائیل با استناد به وابستگی جمهوری اسلامی به روس وچین در خدمت نقشۀ راه (خاورمیانۀ بزرگ ) بوش باشند که آشکارا بربنیاد تجزیۀ ایران به چند کشور ترسیم شده است.

همت سرشار شما و دیگر میهن دوستان همکارتان در پایه گذاری سامانۀ (سکولارهای دموکرات ایران) پاسخ به نیاز تاریخی میهن ماست. شما با دعوت سر گشادۀ عمومی از هم میهنانی که -  به هر روی -  خود را به عنوان  مبارز با حکومت اسلامی می نمایانند، گام بنیادی و بلند برای سان یابی جنبش رهائی بخش ملی برداشته اید . اعلام مواضع روشن و دقیق در برابر جمهوری اسلامی دیگر به درستی جائی برای (دل به دو جایان) نمی گذارد . در روز نهم اوت که گشایش کنگره است من ناگزیز باید در پاریس باشم که از ایران عزیزمان خواهرم به نزد من می آید، و من ازموهبت حضور در کنار شما ناکام می مانم. تا فرصتی دیگر برای دیدار عزیزان، برای کنگره توفیق هرچه بیشتر آرزو می کنم .

ایران بزرگ جاودان می ماند 

هم باز سرود پارسی می خواند

این خانه که چاره کرده هر آفت را ،

این «حشر وحوش » را زخود می راند

نعمت آزرم ـ مرداد 1393

 


 

پيام اميرحسين آموئی

 

عزیزان شرکت کننده در کنگره] سکولار دموکرات های ايران

نیازی به مقدمه نویسی نیست؛ هر آنچه را که در زیر می‌خوانید "حرفی است از هزاران، کاندر عبارت آمد".

بحث یا مسألۀ سکولار دموکراسی

گر نیست ات رضائی، حکم قضا بگردان (حافظ)

و تعبیر کامل و تاریخی سخن بسیار سنجیده و سراسر اشک و درد خاقانی را که آتش به جان ما می‌زند از ندانم کاری‌هامان در گذشتۀ تاریخ مان، بی‌شک اکنون سخن حال ماست، که گفت:

 

یـک ره، ز ره دَجـلـه، منـزل بـه مـدائـن کـن

 

وز دیـده دوم دجـله بـر خاک مدائن ران

 

خود دجله چنان گرید صد دجلهٔ خون گویی

 

کـز گرمی خوناب اش آتش چَکد از مژگان

 

بحث خوناب آتشین اشک ما بر حال و روز ایران و ایرانیان، بحث سکولار دموکراسی، بحث ساده‌ترین و دردناک ‌ترین موضوعات است. راه دور نروید و موضوع را پیچیده نکنید. ساده ترین موضوعات، موضوعات مربوط به همه است. مربوط به "من" است، و در اینجا یا آنجا "من" همان "تو" است؛ "من" همین "ما"ست و "ما" همان "شما"ست.

 

این بحث به هیچ وجه ربطی به مسائلی نظیر ایدئولوژی ‌سازی و فرقه ‌بازی و از این قبیل موضوعات ندارد؛ چه، سکولار دموکراسی، همان گونه که از معنایش بر می‌آید، مسألۀ تأمین دموکراتیک و غیرجانبدارانۀ حقوق شهروندی همۀ مردم و فرد فرد آحاد ملت است!

 

پس، اجازه بدهید حتی از ساده‌ترین مسائل و مشکلات "من" یا "ما" شروع کنم:

 


پیام هوشنگ اسدی

دوستان گرامی
 با گرمترین درودها
از تشکيل کنگرهء دوم سکولار دموکرات های ايران با خرسندی تمام آگاه شدم. دریغا که قادر به شرکت درآن نیستم. بی شک،  ريشه گرفتن اندیشه سکولاريسم و دموکراسی ، ایران عزیز مارا از معبر های خطرناک هستی سوز به سلامت خواهد گذراند و جاهلان متعصب نشسته بر اریکه قدرت را به تسلیم وا خواهد داشت. 
با آرزوی بهترین ها
هوشنگ اسدی
پاریس- 11 مرداد 1393

 

پيام صدرالدين الهی
چهارشنبه 25 جولای 2014
دوست گرامی،
خيلی خوشحالم که نامهء سرگشادهء شما را ديدم و از خبر تشکيل کنگرهء دوم سکولار دموکرات های ايران آگاه شدم. بسيار متأسفم که نمی توانم در آن مجلس در خدمت باشم اما اين چند سطر را با کمال اشتياق برايتان می نويسم: به نظر من، باور به فکر ريشه ای سکولاريسم و دموکراسی باوری است که بايد در جان هر آدم دموکراتی وجود داشته باشد. تنها در پناه رعايت اصول سکولاريسم است که ما می توانيم به يک جامعهء سالم و در عين حال آزاد از قيد و بندهای سنتی، مذهبی، و سياسی دست يابيم. کوشش همهء دوستانی که در اين راه قدم می زنند يک کوشش انسانی و ملی است که بايد تا به آخر و استقرار دموکراسی سکولار در کشورمان دنبال شود. در راه تحقق و حصول و وصول آن همهء ما بايد از دل و جان بکوشيم. کوشش تان مأجور و مجلس تان پر نور باد.
صدرالدين الهی

 


پیام لادن برومند

اوّل از دعوت جنابعالی تشکر می کنم. و برای کنگره آرزوی موفقیت دارم. دوّم اینکه بنیاد عبدالرحمن برومند چون یک نهاد غیر سیاسی است به طور کلّی در گردهم آیی های سیاسی شرکت نمی کند. امّا چون سکولاریسم با جدایی دین از دولت، و لزوم بی طرفی حکومت در رابطه با گرایشات و معتقدات دینی شهروندان از پایه های اصلی اصول حقوق بشر و دموکراسی مدرن هست. بنیاد مشوق همهء نیروهای سیاسی است که از این اصل حمایت می کنند و امیدوار است که بحث در باب ریشه های سکولاریسم با تعمق، اندیشه و ترویج تاریخ آن در غرب در فرهنگ سیاسی ایران ریشه بدواند. در این رابطه بنیاد عبدالرحمن برومند کوشش های شما را ارج می نهد و از برایتان در این امر مهم آرزوی موفیت دارد.

با احترام
لادن برومند


 
پيام ابوالحسن بنی صدر
با سلام و تشکر از دعوتی که از من به عمل آورده‌اید، بدین خاطر که نمی‌توانم در کنگره شما شرکت کنم، فرصت را بر عرض چند نکته مغتنم می‌شمارم:
   تردید ندارم که توجه دارید، با وجود این، از راه فایده تذکار، یادآور می‌شوم که:
1- در تعریف سکولاریسم گفته‌اند: یک پدیدهء تمدنی است که ایجاب می‌کند سازماندهی نوینی فضای عمومی را بر وفق ارزش هائی چون آزادی سیاسی و آزادی عقیده، آزادی باور و عمل به آن باید کامل باشد. این سازماندهی ایجاب می‌کند بی‌طرفی دولت را در آنچه به دین و مرام مربوط می‌شود. از این‌رو،
2 – سکولاریسم فرع بر یک اصل است و آن دولت حقوق ‌مدار است. هرگاه دولت حقوق ‌مدار نباشد، سکولاریسم و لائیسیته – که کاملاً همانند نیستند – خطر دو دیکتاتوری را پیش می‌آورد که هردو تجربه شده‌اند و تجربه‌های بدی نیز بوده‌اند:
2.1. دیکتاتوری لائیسیته که آلن تورن، جامعه شناس فرانسوی در کتاب خود، «دموکراسی چیست؟» نسبت به آن هشدار می‌دهد. و
2.2. دیکتاتوری که لائیسیته را دست آویز می‌کند. یکی از واپسین تجربه‌های تلخ ثمره آن، سوریه را به حال و روزی انداخته است که شاهد آنیم.
     بدین‌قرار، بدون مطرح کردن اصل که دولت حقوقمدار است، هدف گرداندن سکولاریسم آن را هدفی مبهم می‌کند که می‌تواند پوشش شود برای دولتی که بسا هر دو دیکتاتوری را اعمال کند. رژیم استالینی و تا حدودی رژیم پهلوی از این نوع دیکتاتوری ها بودند.
   در کتاب «ارکان دموکراسی» من، که بتازگی انتشار یافته‌است، دو تحقیق شامل پیشنهادها در بارهء دموکراسی می‌یابید و نیز مطالعه‌ای درباره دولتی خالی از مرام و پر از حقوق ملی و حقوق شهروندی.
این سه متن را برای شما می‌فرستم و امیدوارم بکار شما بیایند.

 


 

پيام ياشار پارسا

آقای دکتر نوری علای گرامی و عزیز

با درود،

هر چند بنده حامی  شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد بوده ام، ولی  این «دعوت عام» را برای اشخاصی که در لیستم بودند، ارسال نمودنم.

از صمیم قلب برای شما،  آقای حسن اعتمادی عزیز و دیگر دوستان عزیز در آن مجموعه آرزوی موفقیت و پیروزی  دارم.

با مهر

یاشار پارسا

 


 


پيام رضا پرچی زاده
نبرد تا استقرار سکولار دموکراسی در ایران!


پس از سی و پنج سال حکومتِ ظالمانه، ضدعقلانی و ضددموکراتیک در ایران، امروز رژیم جمهوری اسلامی در پی مقاومتِ مداومِ مردمی و زیر فشارهای سنگینِ بین‌المللی به زانو درآمده است. به همین دلیل است که کلیتِ رژیم به طور عام، و «اصلاح‌طلبان» و «اعتدال‌طلبان» حکومتی به طور خاص، دست ‌به‌ کار شده‌اند و دوره افتاده‌اند تا با دادنِ باج‌های سنگین به قدرت های خارجی از یک طرف، و ایجادِ برخی آزادی‌های اجتماعی در داخل، از طرفِ دیگر، زمینهء عبور به فازِ جدیدی از جمهوری اسلامی را فراهم کنند. آنچه در این فرآیند قرار است تغییر کند مقادیری از ظواهرِ کار است؛ وگرنه کلیتِ سیستمِ نادرست کماکان برقرار خواهد ماند و ساختارِ سیاسیِ جمهوری اسلامی بدونِ تغییر قابل‌توجهی به کارِ خود ادامه خواهد داد. در چنین شرایطی، بر ماست که با همبستگی بر مبنای حقوق بشر و بر اساس اصول دموکراتیک و از طریقِ روشنگری و فشارِ سیاسی/ مدنی بر رژیم نگذاریم تا حیاتِ منحوسِ این رژیم اهریمنی بیش از این ادامه یابد.
در روزگاری که قسمتِ اعظمِ دنیا در آتشِ استبداد می‌سوخت، ما ایرانیان با بر پا داشتنِ انقلابِ مترقیِ مشروطه در بیش از یکصد سال پیش به استقبال حکومت قانون بر اساس سکولاریسم و دموکراسی شتافتیم. در این یکصد و خرده‌ای سال، مبارزه برای استقرار سکولار دموکراسی در وطن کماکان ادامه داشته است، و در «محیط طوفانزای» ایران «خدای آزادی» ماهرانه، و بعضاً نه چندان ماهرانه، با «ناخدای استبداد» در حال نبرد بوده است. امروز نیز شایسته است که ما ایرانیان این نبرد را تا استقرار حکومتِ قانون بر اساس اصول انسانی و دموکراتیک در ایران ادامه دهیم و به هیچ چیز کمتر از آن راضی نشویم، امری که تنها نخستین گام در جهتِ ساختنِ و بهبود بخشیدن به اوضاعِ میهنِ بلازده‌مان خواهد بود.
رضا پرچی‌زاده
خردادماه1393 

 


 

پيام مهرداد درويش پور


از بابت دعوت تان به شرکت در دومین کنگره سکولاردمکرات های ایران صمیمانه سپاسگزارم. عروج دوبارهM بنیادگرایی اسلامی در منطقه و سازمان های تروریستی که بخشی از آن ها دست بنیادگرایان اسلامی حاکم بر ایران را نیز در ترور و وحشت از پشت بسته اند، بیش از هر زمان دیگر نشانگر این واقعیت است که ایران و منطقه بدون حکومتی سکولار شانسی برای دمکراسی، صلح و امنیت پایدار نخواهد یافت. به این واقعیت تلخ می بایست پراکندگی و ضعف نیروهای لائیک و سکولار طرفدار دمکراسی در ایران و منطقه که مانع از اثر گذاری درخور آنها در روند تحولات است را اضافه کرد. به عنوان یک جمهوری خواه پرو پا قرص طرفدار جدایی دین و دولت و استقرار دمکراسی، بی شک از هر گامی در راستای برآمد نیروهای سکولار و دمکرات استقبال می کنم و بر آنم در این گونه همکاری ها باید از تمایلات ماکسیمالیستی و تندروانه که تنها به انزوا و فعالیت فرقه ای نیروهای سکولار و دمکرات منجر می شود، به طور جدی پرهیز کرد. هم از این رو بیش از هر زمان دیگری به این نتیجه رسیده ام که دامنهء همکاری ها باید همهء کسانی را که با بنیادگرایی اسلامی و میلیتاریسم در منطقه مخالفند در بر گیرد و با تساهل بیشتری به همکاری ها برخورد کرد.
با این همه برآنم بسیاری از کنگره ها، کنفرانس ها و اتحادهایی که در خارج شکل گرفته اند، به رغم نیت خیر مبتکران آن با طرح پروژه های خیالی و وهم آلود خود، شوربختانه کمترین اثری در دگرگونی اوضاع در ایران نداشته اند. از آن بدتر، پاره ای از آن ها یا به دلیل ترکیب نه چندان خوشنام برخی از برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در آن و یا اهداف و سبک کار کنفرانس ها و یا وابستگی شان به قدرت های خارجی، بیش از آن که گره گشا باشند، نومیدی و اعتمادزدایی از برگزارکنندگان و شرکت کنندگان در آن را در بر داشته است. از این رو امید من این است که این گونه گردهمایی ها که نفس برپایی آن ها نیز مفید است و از جمله گردهمایی شما – در ادامهء کار خود توجه بیشتری به این حساسیت ها نشان داده ، گام های سنجیده و حساب شده تری بردارند تا نتیجه آن پرثمر تر شوند.  
تا آن جا که به من بر می گردد، بیش از ده سال است که انرژی خود را به گردهمایی و اتحاد نیروهای جمهوری خواه، دمکرات و سکولار اختصاص داده ام تا بتوان بدیل سومی را در حیات سیاسی ایران ارائه کرد. اکنون اما بیشتر مایلم به تأمل نظری در بارهء دشواری های این پروژه بپردازم تا به فعالیت های بی وفقه عملی در پیشبرد آن که  احتمالاً توسط دیگر دوستان همچنان دنبال می گردد.
در مورد کنفرانس ها و گردهمایی هایی که به قصد پروژهای دیگری شکل گرفته اند، و من به آن دعوت شده ام، پرسش کلیدی که همواره با آن روبرو بوده ام، این است که آیا نتیجه این مشارکت مثبت است یا نه؟ از یک سو سخت به اصل دیالوگ باورمندم و از سوی دیگر تردیدم در مثبت بودن حضور در این گونه گردهمایی ها باعث شده است که تمایلی چندانی به شرکت در بسیاری از آنها از خود نشان ندهم و یا در نهایت به رغم تمایل اولیه ام از آن صرف نظر کنم. مایل هم نیستم هر عدم شرکتی به معنای مرزبندی با این و آن و یا نفی این و آن پروژه تلقی شود.
از این رو ضمن آرزوی موفقیت برای شما و کنگره تان، پوزش مرا بابت عدم شرکتم در این کنگره بپذیرید. نه راه های دیالوگ به حضور در این کنگره ها و کنفرانس ها خلاصه می شود و نه عدم شرکت در هر کنگره و کنفرانسی الزاما به معنای نفی و ستیز با آن است..
با درودهای صمیمانه

مهرداد درویش پور
 


 

پيام محمد رضا روحانی

با سلام. در عين کوشش برای شرکت در کنگرهء سکولار دموکرات های ايران، بد نديدم نکات زير را با شما در ميان بگذارم:
 شايد يکی از ايرانيانی که، بدون آشنائی با مبانی و مقدمات سکولاريزم، با نمادهای آن آشنا شد مرحوم سيد عبدالطيف شوشتری، نويسندهء کتاب تحفة العالم، باشد. اين تاجر ايرانی، در اواخر سلطنت آقا محمد خان قاجار، برای تجارت به هند رفت. در آنجا قدرت و استقلال قضات انگليسی را ديد و از آنان با عنوان «جـَج» (که همان judge انگليسی باشد) ياد می کرد. او از «جج» که از سلطان مقتدرتر است در خاطرات خود با ستايش نام برد. در همين کتاب که به سال 1801، يعنی اوائل سلطنت فتحعليشاه نوشته شده، او محل استقرار قضات، يعنی دادگاه، را «عدالتخانه» و از فوائد آن نوشته است.
بعدها، قائم مقام فراهانی، ميرزا تقی خان امير کبير، سپهسالار و ميرزا يوسف مستشارالدوله، هر يک به نوعی، برای تأسيس «عدالتخانهء عرفی» گام برداشتند و تاوان اين سودا را با جان دادند.
106 سال بعد، «عدالتخانه» در متمم قانون اساسی مشروطيت «ديوان عدالت عظمی» شد که «مرجع ثقلات عمومی است» (اصول 171 و 189 در باب اقتدار محاکمات).
آيا، پس از 213 سال استمرار، زحمات شما هم در راستای همان آرزوهای بيان شده در «تحفة العالم» نيست؟ کاری که شما دوستان می کنيد کاری است کارستان و بسيار سخت و «مرد هنر» می طلبد. آرزوی موفقيت شما را دارم.
گرد آوردن ايرانيان فرامرزی، بمنطور پيگيری يک خواستهء تاريخی آزاديخواهانه در شرايط امروز دشوارتر از هميشه است. اجداد، پيشگامان و بخشی از دوستان ما در ايام سياه تبعيد در بمبئی، کلکته، قاهره، نجف، استانبول، باکو، تفليس، پاريس، لندن، برلين، ژنو، و... بعدها در پشت پردهء آهنين يا در اروپا، آسيا و امريکا، در قالب کنفدراسيون دانشجويان ايرانی، يا سازمان های گوناگون سياسی همان اهداف را پی گرفتند. اميد است که شما هم بتوانيد راه دخالت مؤثرتر ايرانيان فرامرزی را برای مشارکت بيشتر در مبارزات آزاديخواهانه ملت ايران فراهم آوريد.
سی و شش سال پيش (26 خرداد تا 6 تير 1358) به ابتکار «جمعيت حقوقدانان ايران»، سميناری تحت عنوان «خواسته های ملت از قانون اساسی» در باشگاه دانشگاه تهران برگزار شد. شرکت کنندگان از 48 گروه، جمعيت، حزب، شورا، جبهه و سازمان و... بودند. من عضوی از هيأت تدارکات اين سمينار بودم. ماه گذشته يک گرد همآئی از ايرانيان برای بزرگداشت جناب صارم الدين صادق وزيری، پيشکسوت بزرگوار وکلا و حقوقدانان ايرانی، در شهر فرانکفورت آلمان برگزار شد. برای اين مراسم گزارشی از سمينار 36 سال پيش تهيه کرده بودم، همراه عين سند جمع بندی آن.
اگرچه از نظر شکل و محتوا، زمان، مکان و شرائط برگزاری، آن سمينار 36 سال پيش با موضوع کنگرهء سکولار دموکرات های ايران در شهر بوخوم آلمان، تفاوت هائی دارد اما، سمت و سوی آن سمينار و اين کنگره هر دو آينده نگری و آينده پژوهی است، با اتکاء به حداکثر همبستگی ممکن. در سمينار تاريخی حقوقدانان نيز، که تجربهء بی نظيری ست در مبارزات ملی، مرزبندی های عقيدتی و ايدئولوژيکی مبنا نبود بلکه تلاش برای يافتن نقاط اشتراک هدف اصلی سمينار را تشکيل می داد. از اين حيث شايد مطالعه، نقد و ارزيابی دست آوردهای نادر آن سمينار برای گردهمآئی کنگرهء شما بکار آيد. آن را برايتان می فرستم.◄
پيروز باشيد
با درود ها و بدرودها
محمدرضا روحانی
25 ژوئن  2014


 

پيام  علی ليمونادی

دوست گرامى آقاى اسماعيل نورى علا

من خيلى متاسفم كه پس از 35 سال كم ترين همكارى در راه همبستگى ايرانيان كوچ كرده را شاهد هستم. «اتحاد جمهور خواهان» دوازده سال قبل با انرژى و همبستگى خيلى بيشترى آغاز شد ولى پايدارى و گسترش آن ناچيز بود. سكولار دمكراسى اصولاً بايد طيف گسترده ترى را در بر بگيرد و من به آن اميدوارم. اما متأسفم كه در تاريخ برگزارى نشست بوخوم، بعلت  قرار قبلى، مجبورم در پاريس باشم، ولى نام مرا حذف نكنيد و براى پوشش خبرى بوخوم تا حد امكان اقدام خواهم كرد.

موفق باشيد

على ليمونادى

24 ژوئيهء 2014   


 

پيام پرويز صياد

دموكراسى غير سكولار؟ امرى ست محال؛ دل بر آن نتوان بست!

نوروز امسال وقتى آقاى اوباما انتخابات در جمهورى اسلامى را "دموكراتيك" ناميد و انتصاب حسن روحانى را به مردم شريف ايران تبريك گفت، شرفى را كه تا آن زمان براى دموكراسى قائل بودم در شرف زوال ديدم.

حال مانده ام به شما دوستان كه به عشق برقرارى سكولار دموكراسى به گردهمايى بوخوم مى آييد چه بگويم، تسليت يا تهنيت؟

البته مفهوم دموكراسى در گرو نظر آقاى اوباما نيست و اسلام نفتى هم همهء زمامداران جهان را آلوده كند و به فساد بكشاند، تغييرى در مفهوم يگانهء دموكراسى حاصل نمى شود. چون برخلاف ديكتاتورى، دموكراسى انواع وأقسام ندارد تا آقاى اوباما، نوعى از آن را در نظام ولايت فقيه تحقق يافته بپندارد. نكته اما اينجاست كه گزيدن عنوان "سكولار دموكراسى" از جانب ما آيا معناى مترادف اش اذعان به انواع دموكراسى، از جمله نوع غير سكولارش، نيست؟ يعنى ملغمه اى از دموكراسى اسلامى كه ملى- مذهبى ها يا شبه اصلاح طلبان خودمان از طريق چپگراهاى آمريكا يى به كاخ سفيد چپانده اند؟

شبه اصلاح طلبان و ملى- مذهبى هاى امروزى اگر اكثريت مطلوب در جمهورى اسلامى به حساب شان منظور شود، دموكراسى شان حاصل است و ديگر مشكلى با حكومت مذهبى يا ولايت فقيه ندارند! أيا ما هم بر اين باوريم؟ يعنى دموكراسى براى ما هم موكول به حصول اكثريت آراء انتخاباتي ست و هر نوع انتخاباتى؟

اگر چنين است دستور كار در كنگره فعلى بگمان من بايد تجديد نظر در تعبير ما از مبانى دموكراسى باشد. دموكراسى حتى در حكومت هاى سكولار هم صرفاً با اكثريت آراء انتخاباتى حاصل نمي شود. در نظام سكولار صدام يا قذافى با اكثريت مطلق انتخاباتى هم به دموكراسى نمي شد رسيد و هم اكنون در نظام سكولار- مكتبى كره شمالى هم متصور نمي توان بود.

جوهر دموكراسى، در مفهوم يگانه و يونيورسال خويش، برخوردارى انسان از آزادى در بيان انديشيدن است كه اين به شهادت تاريخ تنها در نظامى ميسر است كه نظامنامه اش بر پايهء جدايى دين و دولت تنظيم شده باشد. در چنين نظامى، دموكراسى نه تنها موكول به حصول اكثريت انتخاباتى نيست كه بر پايهء مقابله با اكثريت است در حفظ حقوق اقليت.

تحبيب حسن روحانى و باج دادن به جمهورى اسلامى را توسط آقاى اوباما مي توان فراموش كرد. ايشان برآمده و برگزيدهء حزبى هستند كه در سياست بازى گاه شباهتى تام و تمام بهم مي زند با توده اى هاى خمينى پرداز خودمان. با اين همه نمونهء تدوين شده از دموكراسى در مفهوم يونيورسال و يگانه اش، قانون اساسى كشور مطبوع ايشان، ايالات متحده آمريكاست. اصل جدايى دين و دولت در قانون اساسى اين كشور كه در أن مسيحيان قاطعانه در اكثريت اند، خواندن دعاى مذهبى را در مدارس دولتى جايز نمى شمارد. بعد از واقعهء يازدهم سپتامبر و در سايه سوگ عمومى در آن كشور، نمايندگان مردم در پارلمان و هم هيئت دولت همه به پا ايستادند بدعا خوانى و از هر نظر جو مناسبى پيش آمد براى تصويب لايحهء دعاى صبحگاهى در مدارس. با اين حال شوراىعالى قضائى، كه نهادى مستقل از دولت و ناظر بر اجراى مفاد قانون اساسى ست، از اجراى اين مصوبه در مدارس دولتى ممانعت بعمل آورد. همين نخواندن دعاى مسيحى در مدارسى كه اكثريت قاطع با محصلين و معلمين مسيحى ست و بپاس حضور اقليتى ناچيز از مذاهب ديگر بعمل مي آيد خود يك آزمون تاريخى و پيروزى بزرگي است براى دموكراسى و بويژه براى اصل اساسى مقابله با اكثريت در حفظ حقوق اقليت.

بدين ترتيب، با تكيه بر مفهوم يگانه و يونيورسال دموكراسى مي توان از نياز به هر پيشوند و پسوندى رها شد. با حذف پيشوند سكولار حربه از كف معاندينى كه جمع ما را دشمن دين بنامند و عوام را - بضرب همين عوامفريبى – بر خود دموكراسى بشورانند، نيز مي گيرد. حتى ازين هم مي توان فراتر رفت و حال كه ريش دموكراسى هم - با تهنيت گويى اوباما به جمهورى اسلامى - درآمده ، آزادانديشى را نشاند بر جاى واژه غير پارسى دموكراسى. و بدين ترتيب در به روى همهء آزادانديشان ديگر - ولو با پسزمينهء مذهب و مسلك - باز گذاشت.

مگر جزين مي خواهيم كه در ايران آزاد فردا هر آزادانديشى براى تجلى انديشهء خويش مجالى برابر بيابد؟

من كه جزين نمى خواهم.

به اميد آن روز

پرويز صياد

مرداد ٩٣

 


 

پيام نمايندگان آقای کاظمينی بروجردی در خارج کشور

خانم ها مریم موذن زاده و رویا عراقی

شرکت کنندگان محترم دومین کنگره سکولار دموکراتهای  ایران

با درود و احترام

ملت بزرگ ایران اکنون در برهه ای از تاریخ قرار دارد که  سی و پنج سال حکومت دینی را در پشت سر گذاشته و چشم اندازی تیره و نامشخص در پیش رو دارد و خود را در میان  بحرانهای متعدد منطقه در تلاطم می یابد؛ بحران هایی که اگر با دقت نگاه کنیم، ریشه  در اختلافات مذهبی و عقیدتی دارند.

تجربهء تلخ سی و چند ساله حکومت دینی، به روشنی اهمیت جدایی دین از حکومت را نشان می دهد و مردم لزوم برقراری یک حکومت غیر دینی و مبتنی بر قوانین دموکراتیک  را با پوست و گوشت خود احساس کرده اند. اما در این میان سردمداران ِ حکومت ستمدینی، با توجه به این که قدرت و بقای حکومت خود را از  سوء استفاده از دین جستجو می کنند و پایه های حکومت خود را بر باورهای دینی مردم بنا نهاده اند، مدام بر طبل تبلیغات کوبیده و سکولاریسم را مفهومی ضد دین و عامل نابودی دین و اعتقادات مردم معرفی می کنند.

با توجه به اینکه اکثر مردم ایران دین باور هستند، ضرورت وجود افراد دین باور و در عین حال سکولار، کاملاً احساس می شود و چه بسا کاملاً حیاتی و ضروری است. در این میان وجود روحانیون یا رهبران دینی که اعتقاد به جدایی دین از حکومت داشته باشند، برای روشنگری به ویژه در بین معتقدین و دین باوران، بسیار مغتنم است.

آقای سید حسین کاظمینی بروجردی، روحانی سرشناس که بخاطر دفاع از اندیشه جدایی دین از حکومت در حال سپری کردن نهمین سال از محکومیت یازده ساله خویش در زندان اوین است، برای پیشبرد جامعه به سوی سکولار شدن بسیار کوشیده است. او نظرات اش را در قالب مقاله ای در مورد سکولاریسم در داخل زندان نوشته است،  رساله ای هم بر رد ولایت فقیه نگاشته که اثبات می کند ولایت فقیه پایه و اساس دینی ندارد و بدعت است. او با دانستن این موضوع که همبستگی و هم رایی رهبران ادیان مختلف حول محور سکولاریسم می تواند تا چه اندازه بر گشودن راه پر فراز و نشیب دموکراسی در ایران موثر باشد، از هموطنان و بویژه رهبران ادیان مختلف درخواست کرده است که حول محور سکولاریسم و احترام متقابل هم رای شوند و خواهان تشکیل یک حکومت سکولار با قانون اساسی مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر، گردند.

بنابراین، ضمن ارج نهادن بر تلاش های شما هموطنان که در این کنگره گرد آمده اید تا یک بار دیگر علاقه و همبستگی خود را برای نجات میهن عزیزمان، ایران، اعلام نمایید، به نمایندگی از سوی آقای سید حسین کاظمینی بروجردی، اعلام می داریم که با شما عزیزانی که در راه آزادی، عدالت و دموکراسی و حقوق بشر تلاش می کنید همراه می شویم تا برای رسیدن به یک حکومت سکولار که تنها راه نجات ایران از این وضعیت دهشتناک استبداد دینی است تلاش و مبارزه نماییم.

نمایندگان آقای کاظمینی بروجردی،

 مریم موذن زاده و رویا عراقی


 

 

پيام گلمراد مرادی


هم میهنان بسیار عزیز و ارجمندم،
با درودهای فراوان بر شما عزیزان و آرزوی توان هرچه بیشتر برای گرد آوردن اکثر هم میهنان محترم با عقاید گوناگون در زیر یک چتر، و آن هم چتر سکولاریسم مخالفان این رژیم اسلامی حاکم بر ایران. از دعوت شما عزیزان بسیار سپاسگذارم و این افتخار من است که در کنگره دوم سکولارهای ایران شرکت کنم تا شاید قادر باشم در حد توان خدمتی به روند دمکراسی در ایران افراطی زده بکنم.
من در ماه آگوست به شهر ونکوور کانادا دعوت شده ام و هنوز معلوم نشده که دهم آگوست باید پرواز کنم یا دیر تر. اگر دیرتر باشد با کمال میل در کنگره شرکت خواهم کرد و اگر زودتر باشد، عذرم را بپذیرید.
چیزی که می خواهم به عرض شما عزیزان و خوانندگان محترم برسانم، آن است که من، به عنوان یک کرد ایرانی، شکی در آن ندارم که هدف کنگره بطور کلی و شما عزیزان با قلب پاک برای تحق بخشیدن به آزادی و دمکراسی در جامعهء چند ملیتی، یا به قولی چندین قومی (فارس و آذری و کرد و بلوچ و عرب و ترکمن و غیره)، بطور ویژه، می کوشید اکثر اپوزیسیون فعال را دور یک میز جمع کنید. این کوشش لایق ستایش است که ما در سیستم آیندهء ایران با مشکلی که اوایل انقلاب 57 دست بگریبان شدیم، نشویم.
بنده دراین زمینه برای شماها عزیزان و فعالان جنبش آرزوی پیروزی دارم و برای کنگره دوم سکولارهای ایران همچنین.
با آرزوی پیروزی
گلمراد مرادی
سخنگوی "مرکز حقوق بشر زاگروس" در ژنو


 

 

پيام ايرج مصداقی


دوستان گرامی،
ممنون از محبت‌تان و دعوتی که از من برای شرکت در «دومين کنگرهء سکولارهای ايران» کردید. متأسفانه در تاریخ یاد شده من برای کاری ضروری در آمریکا هستم و نمی‌توانم تاریخ آن را تغییر دهم. من اگرچه، به خاطر وظیفه‌ای که بر دوش گرفته‌ام، می‌کوشم مستقل از تشکل‌های سیاسی حرکت کنم اما  از هرگونه تلاش برای تجمع ایرانیان و متشکل شدن آن‌ها حمایت می‌کنم. جمع افرادی که به یک دیدگاه سیاسی گرایش دارند بهتر از تفرق آن‌هاست. با افراد منفرد و تنها نمی‌توان اپوزیسیون تشکیل داد. بدون آلترناتیو مورد حمایت مردم نمی‌توان رژیم را ساقط کرد.
گفتگو میان جمع‌های مشخص با دیدگاه‌های معین راحت‌تر و نتیجه‌بخش تر است. از این بابت من از تشکیل «کنگرهء سکولارهای ايران» به عنوان قدمی در این راه حمایت کرده و موفقیت روزافزون شما را آرزو می‌کنم.
با بهترین آرزوها
ایرج  مصداقی

 


 

پيام فريدون معزی مقدم

دوستان گرامی، خواهم کوشيد تا در کنگره شرکت کنم اما خواستم از هم اکنون گفته باشم که در مورد حمایت از کنگره طبیعی ‌است تمام کسانی که عضویت در این جنبش را پذیرفته‌اند پشتبیان و همدل و همراه با کوشش‌های ترویجی اندیشه‌های آن باشند. اتفاقاً دیروز در معرفی بیشتر این تلاش سیاسی و اجتماعی کمابیش پاگرفته و جسمیت یافته به دوستی همیشه مردد و خرده‌گیر ِ کوشش‌های برون مرزی چند خطی می‌نوشتم و اینجا تکرار می‌کنم :
«کسی تعهدی نداده ‌است و نمی‌تواند بدهد که این راه به مقصد آرمانی خود برسد. تعهدی نداده ‌است که "تا دو ماه دیگر" ... همهء مهاجران و پناهندگان و فراریان از نظام ملایان و نیزه ‌داران آن، به‌ ایران برگردند و با آغوش باز ملت روبرو شوند. ضمانت تمام و کمالی هم نیست که این جنبش هرگز به ‌بی‌راهه نیفتد. آنچه مسلم است این‌است که هرچه زودتر ما مردم سرزمین ایران با حفظ تمام ارزش‌های تباری و نژادی و فومی و دینی و زبانی و فرهنگی به‌آن دل‌آگاهی و بلوغ سیاسی و اجتماعی برسیم و مجاب شویم که بیمهء دوام هویت سیاسی و هستی ملی ایران و سربلندی مان جز در چهارچوب وفاقی بلندنظرانه برای استقرار نظام سکولار دموکراسی میسر نخواهد شد».
بنابراین، ما پیروان سکولار دموکراسی، این اندیشهء مترقی و انسانگرا، در مقابل هجوم و سیل و سونامی‌‌های واپس‌گرایی اگر نقش و اثری بتوانیم داشته باشیم همت در تفهیم خردمندانه و گسترش اصل و شرط آزادگی انسان در مقابل هر نوع ایست و قدغن و نهی و دُگم و فرمان و تابو و حرمت سنت و باور دینی و غیر دینی، زمینی و آسمانی‌ خودِ ما ایرانیان ‌است.
ذات و نهاد نظام سکولار دموکراسی بر آدم‌ کشی استوار نیست و بلکه ممانعت از کشتار انسان ‌های آزاده یا وابسته به هر دین و مسلک است و بس.
برای همهء فعالان ترویج اندیشه سکولار دموکراسی در ایران آرزوی پیروزی دارم. همیشه موفق و سربلند باشید،
ارادتمند،
فریدون معزی مقدم 


پيام مهدی مفخمی

دوست عزیز و ارجمندم، آقای نوری علا

از من خواسته بودید که، به علت ناممکن شدن حضورم در کنگرهء سکولار دموکرات های ایران، پیامی به آن تقدیم کنم . مانده بودم که چه بگویم و بنویسم که با وجود قلم قاصرم در خور کوشش های برگذار کنندگان کنگره و بخصوص شخص شما باشد که به نوشتهء اين هفتهء شما با عنوان «تجزيه آفرينان و آيندهء ايران» برخوردم.

این نوشتار ، که حاوی نظرات و خواسته های کل میهن دوستان سراسر ایران، از هر مرام و مسلکی، است و براستی دستمایهء سال ها تجربه، تحقیق و کوشش هایتان در درک و تجمیع خواسته های منطقی تمامی مردم ایران است، چنان تحت تأثیرم قرار داد که، بقول سعدی، دامن ام از دست برفت. با الهام از آن، آرزو مندم که بزرگان سیاسی و فرهنگی ایران، بدور از حب و بغض های کلیشه ای این سال ها، به گرد یکدیگر در آیند و، دست در دست هم، ایران عزیز را از ورطه ای که در آن غرقه است بدر آورند. به امید آن روز. این پیام من است به همهء شما عزیزان و شرکت کنندگان در کنگرهء پیش رو در بوخوم آلمان.

دوستدار

مهدی مفخمی .

دبیر دفتر مطالعات سیاسی - جنبش سکولار دموکراسی ایران

عضو حزب مشروطه ایران (سکولار دموکرات) – شاخه واشنگتن


 

 

پيام منوچهر مقصودنیا

با درود فراوان به شما و با آرزوی موفقیت تان در مسیری که در پیش دارید؛

از دعوت تان برای شرکت در "کنگرهء سکولار دموکرات های ایران" صمیمانه تشکر می کنم. از اینکه شما، در چنین ابعاد وسیعی از نیروها دعوت بعمل آورده ايد تا درکنگرهء سکولار دمکرات های ايران شرکت کنند، به شما تبریک می گویم و به سهم خود آرزو می کنم که تلاش های این چنینی راه را برای رسیدن به هدف تاریخی مان، یعنی توافق در گسترهء ملی بین همهء نیروهای سکولار و دمکرات ایران، برای رسیدن به ایرانی آزاد و دمکراتیک، ایرانی  عاری از تبعیض های، دینی ــ عقیدتی، جنسیتی، اتنیکی، فرهنگی، و برای استقرار دمکراسی مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر و ضمائم پیوست اش، هموار نماید.

متاسفانه، علیرغم خواست قلبی برای شرکت در این نشست، بدلیل برنامه های شخصی از قبل ریخته شده، امکان شرکت را ندارم.

دست تان را بگرمی می فشرم و آرزوی برگزاری کنگره ای پربار دارم.

26 تير 1393


 

پيام  عليرضا نوری زاده

با درود به دوست و یار دیر و دورم دکتر نوری علای عزیز، و همهء شرکت کنندگان در نشست دومین کنگره سکولار دموکرات های ايران در بوخوم،

از اینکه به لطف اهالی ولایت فقیه غالب و مغلوب، بخت دیدار از آلمان دیری است از من سلب شده است، بناچار، این چند خط از دل برآمده را پیشاپیش می فرستم باشد که آرزوی خفته در آن در بوخوم در گفته ها و بحث های شما جای داشته باشد.

ما مردمانی هستیم که در فرصت های تاریخی خواب مان می گیرد و، بعد از فرو ریختن سقف خانه بر سرمان، تازه می فهمیم وقتي "آن زلزله ای که خانه را لرزاند" (با الهام از نادرپور همیشه مانا) بر سرمان نازل شد، در خواب بودیم و مشغول دیدن خواب دمکراسی و برابری.

دولت ملی ما به علت نفاق یاران، خودخواهی های رهبران، و عدم توجه رئیس دولت آزاده و محبوب به  پایان گرفتن فرصت طلائی و صبر مردم، سرنگون شد. ده سال بعد فرصت دیگری پیش آمد تا، در یک روند آرام، آرزوهای ما و نسل مشروطه تحقق پیدا کند اما حاضر شدیم برای دستمالی قیصریه ی خانه پدری به آتش کشیده شود و حتی ترجیح دادیم به جای تأیید اصلاحات شاه، عملاً هم پیمان مرتجعانی شویم که برایمان خواب بازگرداندن مان به غار اصحاب کهف را دیده بودند. و همینطور آمدیم و در سال 57 ، صبح صادقی را که شاپور بختیار وعده اش می داد انکار و به فجر کاذب اقتدا کردیم . 35 سال گذشت و ما همچنان به ذکر مصیبت و ملامت خویش و غیر مشغولیم که: چرا خواب مان برد؟ آیا انگلیس مقصر بود یا ابراهیم یزدی؟ آمریکا بود که ما را به این روز انداخت یا ارتشبد حسین فردوست؟!

و می بینم که من هم دارم ذکر مصیبت می کنم. باری هدفم اما این نبود. من، به عنوان یک نویسنده و تحلیلگر، در جستجوی جایگاه سیاسی نیستم، گو اینکه، به علت نوع کارم، خود بخود، هر کاری می کنم سیاسی فرض می شود. اینجا اما از صمیم دل می گویم که زمان تفرقه و جدائی واقعاً به سر آمده است و، اگر به خود نیائیم، مثل روس های سفید شاید چشم نوادگان مان به وجود پوتین وطنی روشن شود. می رویم بی که بخت سر زدن به خاک خانهء پدری نصیب مان شود. خانه مان از پای بست ویران است و ما در باب نقش ایوان مشغول زد و خوردیم و دلمشغولی ما این است که در 28 مرداد میخ صلیب به لاهوت مان فرو رفت یا به ناسوت مان.

این واقعیت تقریباً جا افتاده ای است که «حکومت مذهبی» بدترین است و راه نجات ایران و جلوگیری از فرو پاشیدن بنیان خانه پدری «جدائی دین از حکومت» و برپائی یک نظام مردمسالار سکولار مقتدر اما غیر متمرکز است. با این حساب نباید دعوائی داشته باشیم اگر کسانی بخواهند این آرزوی ملی را در هیأت حقیقی و حقوقی اش، تجلی دهند؛ یعنی همین کاری که دکتر نوری علا و دوستان اش می کنند.

مطمئن باشیم نیروهای سکولار آینده سازان ایرانند. کارشان را زیر سوال نبریم. یاری شان رسانیم و بکوشیم اگر یار شاطری نیستیم بار خاطری نباشیم. من از صمیم دل توفیق شما را در دومین کنگره ی سکولار دموکرات های ايران آرزو می کنم. باشد که پس از این کنگره، رایات همدلی و همبستگی در داخل و خارج کشور را در اهتزاز ببینم.

یاران! وقت جدائی نیست؛ همدلانه در هر پایگاه سیاسی که هستیم فقط به ایران بیاندیشیم. این را زنده یاد دکتر عاملی تهرانی، کوتاه زمانی پیش از تیرباران اش، در دادگاه عدل اسلامی خمینی آواز داد.

علیرضا نوری زاده

12 ژوئیه 2014