Your browser version is outdated. We recommend that you update your browser to the latest version.

پيام آقای دکتر امير فصيحی به اولين کنگره سکولاردموکرات‌های ايران

 

نيازمندی سکولار دمکرات‌ها به داشتن استراتژی‌ای واقع‌گرا و واحد

افتخار می کنم که يکی از امضا کنندگان پيمان نامه "عصر نو" و يکی از مؤسسان اولين کنگره سکولار دموکراتهای ايران هستم و افسوس می خورم که به خاطر مشغوليت کاری و دوری مکانِ برگزاری کنگره، نمی توانم در آن شرکت داشته باشم.

بدين سبب، بر خود فرض می دانم تا نقطه نظراتی را که در صورت حضور در کنگره، مايل به طرحشان بودم، به طور کتبی و از اين طريق بيان کنم. با اين اميد که نظرات طرح شده در اين نامه مورد بررسی و بهره گيری قرار گيرد.

مهمترين عنصر پيروزی در هر مبارزه ای، چه در بازی شطرنج ميان دو حريف، يا بازی جمعی در فوتبال، چه مبارزه دو لشگر در جنگ، يا مبارزه برای سر نگونی حکومتی خودکامه و استقرار نظامی بر اساس مفاد اعلاميه حقوق بشر، داشتن يک استراتژی واحد و برتر در مقابل حريف است. به نظر من يکی از بزرگترين ضعف های امروزی سکولار دموکراتها، نداشتن استراتژی واحد، خردگرا و واقع بين، برای انحلال جمهوری اسلامی و استقرار نظامی دموکراتيک می باشد. و بر اين باورم که تدارک کميته ای در اين کنگره، برای بحث و گفتگو در باره تدوين استراتژی، از جمله کارهای ضروری و اوليه مؤسسين و شرکت کنندگان در اين کنگره می باشد.

به طور کلی، استراتژی مبارزه عليه حکومتهای خودکامه، در چهارچوب يکی از سه گزينه زير شکل می گيرد:

1) اصلاح طلبی: مبارزه مدنی در چهار چوب قوانين نظام خودکامه، مشارکت و مذاکره با ديکتاتوری برای رسيدن به مصالحه ای مسالمت آميز و مورد پذيرش مردم و کارگزاران نظام. اين مبارزه در چهارچوب نهادهای مدنی حکومت خودکامه (مجرييه، مقننه و قضايی) و هم زمان با به رسميت شناختن نهادهای نظام و در چهارچوب خط قرمزهای نظام انجام می گيرد. مکانيزم اين استراتژی مذاکره، معامله و مبادله با نظام است. هدف اين مبارزه، مصالحه با ديکتاتوری و تغييرات (اصلاحات) در چهارچوب نظام می باشد.

2) مبارزه خشونت ورز: هدف اين مبارزه پيروزی نظامی عليه سپاه نظام خودکامه است به اميد آنکه مبارزين مسلح پس از پيروزی، قدرت را به مردم واگزار کنند. مکانيزم رسيدن به هدف و پيروزی اين فلسفه، مرگ، فراری دادن، تسليم يا به اسارت درآوردن سپاه و تمام عوامل نظام استبدادی از طريق مبارزه مسلحانه می باشد. تاکتيکهای اين استراتژی ايجاد وحشت در سپاه نظام، ترور و کشتار نظاميان و رهبران نظام است.

3) مبارزه خشونت پرهيز: فلسفه و هدف اين مبارزه از بين بردن تمام عناصر خشونت در جامعه می باشد که اولين و مهمترين آنها نهادها و قوانين تبعيض آميز نظام خودکامه است. مکانيزم رسيدن به هدف، جذب مردم و نيروهای دشمن به صف خشونت پرهيزان از طريق کسب حقانّيت اخلاقی در جامعه، وفق گرفتن بخاطر فشار مبارزاتی، اجبار به درخواست نيروهای خشونت پرهيز بخاطر فشار توده ای، به دست گرفتن نهادها و اماکن دولتی و سرانجام فروپاشی نظام می باشد. روش يا تاکتيکهای اين فلسفه، به يکصد و نود و هشت نوع تقسيم شده اند مانند اعتراضات و تظاهرات، عدم همکاری مانند اعتصابات ، تحريم ها و نافرمانی مدنی و تاکتيکهای پرهزينه و خطرناک مداخله مانند تصرف (آکوپای) اماکن دولتی يا اشغال نقاط حساس شهر و کشور، بدون استفاده از اسلحه.

در حال حاضر، مؤسسان و شرکت کنندگان در نخستين کنگره سکولار دمکرات های ايران، مهمترين قدم در راه به وجود آوردن استراتژی که همانا انتخاب يکی از سه گزينه بالاست را برداشته اند. سکولار دمکرات ها در بيانيه "عصر نو"، بطور مشخص از مبارزه "خشونت پرهيز" برای انحلال نظام اسلامی ياد کرده اند. اين انتخاب به نيروهای سکولار دموکرات اجازه می دهد که از بحث های کلی و اغلب بی هوده بر سر انتخاب راه اصلاح طلبی يا خشونت ورزی يا خشونت پرهيزی، به جزييات يک استراتژی واحد برای سکولار دموکراتها و جذب مردم يا نيروهای اصلاح طلب و حتا خشونت ورز به صف خود بپردازند.

پرداختن به جزييات يک استراتژی واحد، به کنفرانس های متعدد نياز دارد و جايگاهش در اين نوشتار نيست. هدف اين پيام، مطرح کردن عناصر يک استراتژی و درخواست از شرکت کنندگان نخستين کنگره سکولار دموکرات، پرهيز از بحث و گفتگو سر اميد ها و آرزوها و تمرکز بر سر ساختن يک استراتژی توانا برای مبارزه می باشد.

 

عناصر استراتژی در راه فروپاشی نظام های ديکتاتوری (1)

منابع قدرت

اپوزيسيون هر نظام سرکوبگری می بايد با منابع قدرت ديکتاتوری آشنا باشد. بررسی منابع قدرتِ نظام سرکوبگر، اولين قدم و کمک بزرگی خواهد بود برای آگاهی مردم و شکل گرفتن استراتژی. شش منبع قدرت در هر نظام خودکامه وجود دارد. مشخص کردن هر کدام از اين منابع قدرت، در جمهوری اسلامی و بررسی آنها، قدم اول هر گروه اپوزيسيون بايد باشد. منابع قدرت شامل موارد زير است:

1) حقانیّت

2) نيروهای انسانی

3) مهارتها و دانشها (2)

4) عوامل نامحسوس (3) مانند ساختارهای مذهبی، باورهای فرهنگی به ساختارهای غيردموکراتيک، نهادينه شدن فرهنگ اطاعت و فرمانبرداری در جامعه.

5) منابع مادی

6) قدرت مجازات، تنبيه و سرکوب

 

ستون های حفظ نظام

ارکان اصلی حفظ نظام از منابع قدرتی که در بالا ذکر شد، تغذيه می کند. مشخص کردن و بررسی اين ستونها در جمهوری اسلامی، می تواند قدم بعدی نيروهای سکولار دموکرات و کميته تدوين استراتژی مبارزه خشونت پرهيز باشد. برخی از اين اين ستونها شامل موارد زيراند:

1) سپاه، نيروهای انتظامی، بسيج و غيره گروههای مسلحِ سرکوبگر

2) کارگران

3) کارمندان ادارات

4) رسانه ها (صدا و سيما، نشريات، سايت ها و وبلاگ های نظام)

5) روحانیّت: حوزه ها، مساجد، حسينيه های ارشاد، نماز جمعه ها

6) اصلاح طلبان: اصلاح طلبان حکومتی درون دولت، ملی – مذهبی ها، سکولارهای حامی و پيرو اصلاح طلبان در داخل و خارج از ايران

7) درآمد نفت و گاز

8) بازار

9) حمل و نقل

 

اطاعت

بخش سوم در راه تدوين استراتژی، مشخص کردن و بررسی دلايل اطاعت مردم می باشد. هيچ نظام خودکامه ای بدون اطاعت مردم نمی تواند دوام بی آورد. به همين دليل، نافرمانی مدنی معمولأ يکی از روش های کليدی فروپاشی نظامهای خودکامه می باشد. دلايل اطاعت در نظام خودکامه به شش گروه تقسيم شده اند:

1) عادت

2) وحشت از مجازات

3) منافع شخصی

4) مسئوليت اخلاقی (۴) - باور بر اين که اطاعت برای جامعه و مردم امری مفيد می باشد.

5) قدرت ابرمرد: باور بر اين که رهبر نظام خودکامه دارای خصوسيات فراانسانی است.

6) همدلی با رهبر: اطاعت از رهبر بخاطر ايديولوژی يا منافع يا اهداف مشترک (مانند حفظ نظام ايديولوژيک يا همدلی با رهبر در راه مبارزه عليه امپرياليسم).

 

مکانيزم

قدم بعدی در راه تدوين استراتژی، مشخص کردن مکانيزمهائی است که می تواند در جهت سست کردن هر کدام از اين ستونها مؤثر باشد. چهار مکانيزم در راه سست کردن و فروپاشی ستونها در استراتژی مبارزات خشونت پرهيز وجود دارند:

1) جذب نيرو: از طريق تبديل کردن نيروهای بی تفاوت يا طرفدار نظام به نيروهای سکولار دموکرات.

2) وفق دادن (5) : در اين مکانيسم، ستون های نظام، گاه حاضر می شوند بدون آن که جذب نيروهای سکولار دمکرات بشوند به دادن امتيازهايی به سکولار دموکرات ها دست بزنند. هرکدام از اين امتيازها همانند پيروزی های استراتژيک در نبردهای جنگی اند.

 

3) اجبار: بخاطر فشار عظيم توده ها، نيروهايی که ستون های حفظ نظام بشمار می روند، مجبور به پرداخت مطالبات نيروهای سکولار دمکرات می شوند.

4) فروپاشی : بخاطر فشار توده ای و جذب نيرو از صف حکومت، ستون حفظ نظام ديگر قادر به فعاليت نيست.

 

روش ها يا تاکتيک های مبارزه خشونت پرهيز

از طريق استفاده از تاکتيک است که نيروهای سکولار دموکرات از اهرم فشار استفاده می کنند. عکس العمل نظام به تاکتيک های مبارزه معمولاً با سرکوب، قتل، زندان، شکنجه يا تحديد به خشونت است. خشونت نظام در اين مقطع ابزاری می شود برای آگاهی مردم ، جذب نيروهای بيشتر به صف خشونت پرهيزان و سست کردن حقانييت نظام. تاکتيک های مبارزات بی خشونت يک صد و نود و هشت روش هستند که به سه گروه تقسيم می شوند.

1) اعتراض و اقناع (6) : اين تاکتيک ها معمولأ سمبوليک بوده و در مراحل نخست مبارزه استفاده می شوند. نياز به ياد آوری است که گفتگو، بيان خواست، معامله و مذاکره روش يا تاکتيکهای های مبارزه نيستند و در اينجا جايگاهی ندارند. روش های اعتراض و اقناع پنجاه و چهار نوع مختلف هستند که به ده گروه طبقه بندی شده اند.

2) عدم همکاری: يک صد و دو روش مختلف در اين گروه وجود دارد که به چهار گروه عدم همکاری اجتماعی، عدم همکاری اقتصادی از نوع تحريم، عدم همکاری اقتصادی از نوع اعتصابات و عدم همکاری سياسی تقسيم شده اند.

3) مداخله (7) : اين روشها که به چهل نوع مختلف تقسيم شده اند خطرناک ترين نوع مبارزه خشونت پرهيز عليه حکومت های سرکوبگر می باشند و معمولإ در مراحل آخر به کار می روند. مشهود ترين آنها تاکتيکهای تصرف (آکوپای) اماکن دولتی يا نقاطی که حالتی سمبليک دارند، يا ميدانهای استراتژيک شهری می باشند.

در راه مبارزه با حکومت خودکامه، سرکوب، شکنجه، قتل و زندانی کردن مردم به دست نظام، امر قابل پيش بينی است که بايد در چهارچوب استراتژی در نظر گرفته شود. عکس العمل سکولار دموکرات ها به خشونت نظام در استراتژی خشونت پرهيزی روش "جی جيتسو" است که از خشونت حريف به عنوان ابزاری برای تضعيف هر چه بيشتر نظام، آگاهی توده ها به مبارزات سکولار دموکراتها، جذب بيشتر نيروهای ستونهای حفظ نظام به صف سکولار دموکراتها و از بين بردن حقانيت نظام استفاده می کند.

شکل گرفتن يک استراتژی واحد و واقع بين برای سکولار دموکراتها برای فروپاشی ستون های نظام و انحلال قانون اساسی جمهوری اسلامی يک نياز ملی است و بحث و تبادل نظر ميان گروه های سکولار دموکرات در اين مورد در کنفرانس ها و کنگره ها يکی از وظايف عمده شرکت کنندگان می باشد. اميدوارم که امضا کنندگان "عصر نو" و شرکت کنندگان اولين کنگره سکولار دموکرات ها در واشينگتن، اين مهم را در صورت جلسه اين نشست و کنفرانس های آينده قرار دهند.

به اميد ايرانی آباد و آزاد.

 

ـــــــــــــــــ

1- از شرکت کنندگان و نيروهای سکولار دموکرات خواهش می شود که برای جزييات بيشتر، به ادبيات مبارزات خشونت پرهيز که در چهل سال اخير نوشته شده، بويژه به کتاب ها و مقالات جين شارپ، مراجعه نمايند.

2- Skills and knowledge

3- Intangible factors

4- Moral obligation

5- Accommodation

6- Protest and Persuasion

7- Intervention